دسته‌بندی نشده

رابطه‌های عاطفی ناسالم به چه دلایلی ادامه پیدا می کنند؟

رابطه

سلام حالتون خوبه؟ امیدواریم که روزهای خوبی را سپری کنید و بیشتر به سلامتی خودتان اهمیت بدهید. امروز قصد داریم در این مطلب از سایت کاندوم استار با شما در مورد عمده دلایلی که باعث می شود، پسران یا دختران با این که می دانند رابطه بین شان، به نتیجه مطلوبی نمی رسد اما باز هم اسرار به ادامه رابطه در هر شرایط دارند؟ این مورد، اصلا نادر نیست و در زمان حال حاضر دختر و پسران جوان زیادی را می بیینیم که درگیر این موضوعات هستند و گاها در زندگی آینده شان این مورد از دلایل خیانت زوج ها به یکدیگر شناخته میشود.

خب بیایید تا با هم این دلایل را برسی کنیم و واقعا ببینیم که علت این رفتار در آقایان و خانم ها چیست؟ آیا رابطه دوستی قبل از ازدواج درست است یا غلط؟ و چگونه باید متوجه این موضوع بشویم.

دلایل اصلی ادامه دادن به رابطه های عاطفی ناسالم

ترس از دست دادن دیگری

حس ترس در وجود پسر یا دختر

یکی از عمده مواردی که اغلب در میان جوانان نیز دیده میشود، ترس است. ترس همان طنابی است که پاهای شما را اینجا محکم بسته است و از رفتن و رسیدن به وضعیت جدید جلوگیری می کند. گاهی ترس همان چیزی است که سبب می شود بد را به اشتباه خوب ببینید و در واقع مرگ را نشانتان داده و شما را به تب راضی می کند.

این ترس ، افکاری مانند: بهتر از این شخص سر راه من قرار نخواهد گرفت، در پایان همین است، تمام اطرافیان من ازدواج نموده و یا تمام دوستانم در حال ازدواج کردن هستند و من تنها مانده ام، نمی خواهم در عروسی آنها به تنهایی بنشینم را در ذهن تان ایجاد نموده و شما را در رابطه ای نادرست نگه می دارد. شاید این ترس ها نادرست نباشند ولی بیهوده هستند و شما را از مسیر اصلی و هدف خودتان دور می کنند.

بیشتر خوش حال بودن

شادی و خوش حال بودن رکن اصلی زندگی هر شخصی می باشد. هر کس در این دنیا دوست دارد، از صبح تا شب برایش اتفاقات خوش حال کننده بیفتد و یا اطرافیان او برای او کار هایی را انجام دهند که باعث خوش حالی او بشوند. پس میشود گفت تمام کار هایی که انسانها در طول روز انجام میدهند برای این است که شادمان باشند. معنای خوش‌حالی را به هر شکلی که فرا گرفته باشید، سعی می کنید تا به همان سمت پیش بروید و بر اساس آن رفتار کنید. شاید در انتها روز متوجه این مسئله بشوید که هیچ کاری سبب خوش‌حالی شما نمی شود. ولی کارهایی مانند:پول درآوردن، کسب قدرت در شغل، انجام یک فعالیت اجتماعی، عاشق شدن، مادر شدن، دیدن دنیا، ورزش کردن، آشپزی کردن و… میتوانند به آسانی شما را شادمان کنند. البته گاهی ممکن است مسیر خویش را گم کنید و هیچ یک از این اتفاقات شما را خوشحال نکند؛ به این وضعیت افسردگی گفته می شود. این نقطه جایی است که چرخ متحرک زندگی از حرکت می ایستد. به همین علت شادمان بودن مسئله بسیار حیاتی است و گاهی فقط برای خوش حال بودن خودمان به رابطه ادامه می دهیم.

حس ناامیدی بعد از رابطه

حس خطر و نا امیدی

قطعا طبیعی است که حس از دست دادن یک عزیز، یا یک شخصی که مدت زیادی را با او وقت گذرانده ایم و از کنار هم بودن لذت برده ایم دلهره آور است. رفتن شریک زندگی که تکیه گاه زندگی است با خود نومیدی و وحشت، جایگزین می کند. خيلي ها تحمل این ترس را ندارند و به همین دلیل به رابطه شان ادامه می دهند.

غول وجدان !

عذاب وجدان و احساس گناه یکی از متداول ترین علت هایی است که نمی گذارد اشخاص از رابطه ناسالم خارج شوند. امکان دارد ما چند ماه یا حتی چند سال با کسی در یک رابطه بوده باشیم و حالا وی همه امیدش را به ما بسته باشد. در اینصورت ترک کردن وی و قطع امیدش برایمان کار بسیار دردناکی خواهد بود و حس می کنیم که او حقش این چنین نبوده است. این عذاب وجدان آن جایی بزرگتر میشود و خودش را بیشتر نشان می دهد که شخص مقابل تان آدم واقعا خوبی از نظر اخلاقی و ذاتی باشد و شما بدانید که واقعا او شخصی فوق العاده می باشد، اما به دلایلی شما نمی توانید این رابطه را ادامه دهید.

در این حالت شما حاضر هستید که تمام عمر در یک رابطه ناسالم بسوزید ولی طرف مقابلتان را با این جدایی نابود نکنید. این شرایط معمولاً زمانی به بدترین وضعیت ممکن روی می دهد که شما گرفتار محبوب وابسته شده باشید. به هرحال در این جا مجبوریم بین بد و بدتر انتخاب کنیم. بهترین کاری که میتوانید برای وی بکنید این است که با وی ظالمانه رفتار کنید. مسلما اگر رابطه ناسالم ادامه پیدا کند هم خود ما و هم محبوبمان آسیب بیشتری می بینیم.

البنه باید بدانید که عذاب وجدان نوع دیگری هم دارد و آن هنگامی است که ما به دلیل داشتن رابطه با کسی، حس گناه نموده و فکر می کنیم چنانچه این رابطه به ازدواج ختم نشود حتماً ما آدم بدی هستیم و برای این که این برچسب در حال حاضر به ما زده نشود خودمان را به ادامه رابطه مجبور می کنیم.

ولی چه کار کنیم تا در چنين تله ای دچار نشویم؟ تعهد زودهنگام و بیجا علت اصلی ایجاد چنين وضعیتی است. چنانچه زودتر از هنگام و پیش از ایجاد شناخت کافی به کسی تعهد بدهیم، زمانیکه شناخت حاصل گردید و فهمیدیم که برای هم مناسب نیستیم جدا شدن به معنی بی تعهدی و بیوفایی ما تلقی می شود. اما قطعا آگاه هستید که اینگونه نیست و ظاهر ماجرا این طور نشان می دهد.

کمبود محبت از طرف اطرافیان

حس کمبود محبت

شاید می توانسیتیم این مطلب را هم به یکی از ترس های این کار نسبت دهیم، اما اهمیت این موضوع آن قدر زیاد است که باید جداگانه به آن پرداخته میشد. در بسیاری از رابطه ها دختر و پسر به دلیل اینکه از طرف خانواده ها و اطرافیان شان محبت آن چنانی نمی بینند، با کوچک ترین محبتی که از طرف یک شخص غریبه می بییند، حس می کنند او فرد زندگی شان است اما این گونه نیست، آن ها باید بدانند انسان ها همگی دارای خصوصیات خوب و بد می باشند پس نمی توان گفت این نفر قطعا به درد من می خورد زیرا به من خیلی توجه می کند و برایم هر کاری انجام می دهد.

در این مواقع بهترین کار این است که خانواده ها از رابطه مطلع باشند و در صورت لزوم با روانشناس موضوع در میان گذاشته شود تا نتیجه رابطه مشخص شود.

مشاوره با روانشناس

نکته:

نکته ای که بد نیست بدانید این است که اگر با کسی در رابطه دوستانه یا نزدیکتر بوده اید و حال تصمیم دارید از این رابطه فاصله بگیرید اگر فکر می کنید او بسیار غرق شما شده و برایتان هر کاری کرده است و می توانید تصور کنید که دور شدن یکباره شما از او باعث میشود او تحت فشار قرار بگیرد و یا ضربه روحی بزرگی بخورد بهترین کار این است که با یک روانشناس مسئله را در میان بگذارید و از او در این زمینه کمک بخواهید. در این موارد پیشنهاد ما به شما این است که خودسرانه کاری را انجام ندهید و با افراد واجد شرایط مشورت کنید، تا نتیجه مطلوب حاصل شود.

امیدواریم با خواندن این مطلب توانسته باشید اطلاعات بسیار زیادی در این زمینه به دست آورده باشید و بتوانید کار صحیح را انجام دهید. در ضمن شما می توانید سوالات خود را با ما در میان بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *